هديه هديه ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره

هديه خانم، مغز بادوم

تاتی

سلام گل دخترم همین امروز از خونه مامان اکرم برگشتیم روز  چهار شنبه رفتم عکسات رو از آتلیه گرفتم و بعد رفتیم خونه مامان اکرم اینا هم عکسات خیلی قشنگ شدن و هم اینه که اونجا برای اولین بار بدون اینکه دستت رو بگیرم چند قدم را رفتی هر چند قدم هات سست و بدون اعتماد به نفس بود ولی من رو به اندازه همه خوشی های دنیا خوشحال کردی عزیزم همین چند قدم برای من کافی که تا ابد سرخوش باشم البته شما هم کم نمی ذاری و بعد از هر بار قدم برداشتن برای خودت دست می زنی و به همه نگاه می کنی و ازشون توقع داری که اونا هم برات دست بزنن و تشویقت کنن دختر نازم هزار بار می بوسمت و عاشق تمام لحضه های با تو بودن هستم     ...
12 اسفند 1390

آرزوهای مامان

دختر نازنینم هدیه کوچکم جوجولوی مامان امروز ٦ ماه و ٦ روزت تموم شده تو این مدت کلی اتفاق پیش اومده کلی پیشرفت کردی کلی چیز یاد گرفتی اما مامان باز میگه یعنی میشه دختر منم یه روز .... روزی که به دنیا اومدی گفتم   يعني ميشه دختر منم يه روز بخنده روزي كه خنديدي گفتم يعني ميشه دختر منم يه روز يه صدايي بسازه روزه كه صدا زدي گفتم يعني ميشه هديه منم يه روز دستاشو بشناسه روزي كه دستاتو شناختي گفتم يعني ميشه هديه منم يه روز غذا بخوره   روزي كه غذا خوردي گفتم يعني ميشه هديه منم يه روز بشينه و حالا 10 روز كه ميشيني اما بازم ميگم يع...
27 بهمن 1390

آب بازی

عزیزم دیشب برای اولین بار وقتی گذاشتمت توی وان شروع کردی به دست و پا زدن و بازی کردن و مامان اونقدر ذوق کرد که با داد و هوار بابا رو صدا زد که بیاد تو رو ببینه عزیز نازنینم هر لحظه پیشرفت تو برام لذت بخشه دوست دارم   ...
27 بهمن 1390

صحبت با فرشته ها

دختر گلم امروز يك هفته شده كه صداهايي كه گه گاه از زبونت جاري مي شد به خودش شكل قشنگي گرفته در ست مثل اينكه داري با كسي صحبت مي كني نازنينم توي هر كتاب و مقاله اي كه خوندم نوشته كه اين صداها فقط يه تقليد بي معنا از صداهاي اطراف و تو هيچ منظوري از بيان اونها نداري اما عزيزم من اون قصه كه مي گه تو  هنوز يه فرشته هستي و روحت اونقدر پاكه كه فرشته هاي ديگه به ديدنت ميان رو بيشتر دوست دارم همون كه مي گه تو الان داري با فرشته به زبون خودشون صحبت مي كني      مامان عاشقت  ...
27 بهمن 1390

دوستي

د ختر قشنگم  هديه نازنينم دوست داشتن ديگران بخشي از زندگي ما آدم هاست ما در كنار هم زندگي مي كنيم با هم دوست مي شيم و تجربيات زندگيمون رو با هم تقسيم ميكنيم  الان چند روز كه تو با عكس خودت توي آيينه بازي مي كني عزيز دلم من خوب مي دونم كه تو هنوز تصوري از خودت و تصويرت در آيينه نداري اما همين كه مي بينم به راحتي با كودك توي آيينه ارتباط برقرار مي كني براي من لذت بخشه. شيرينم من و بابا همه روزها و شبها بعد از تولد تو بي خوابي رو تحمل كرديم براي گريه هاي تو اشك ريختيم و براي لبخندت خدا رو شكر كرديم دختر قشنگم تو اميد بابا و مامان هستي و ما اميدواريم  روزي با ما هم مثل عكس توي آيينه دوست باشي و در...
27 بهمن 1390

عجله

دختر نازم اين همه عجله براي چي؟ عزيزم تو 5 روزت بود كه لبخند زدي 50 روزت بود كه با صدا خنديدي و الان يك هفته است كه سعي مي كني بشيني يعني 80 روزه ديدي گفتم عجولي عزيز دلم دنيا اونقدر كه تو فكر مي كني زود نميگذره مطمئن باش براي ديدن قشنگي هاي دنيا به اندازه كافي وقت داري نازنينم مامان عاشق  هر روز بيدار شدن به خاطر تو هر شب خوابيدن كنار تو و هر لحظه نفس كشيدن به ياد تو. براي خوشبختيت هر روز هزار بار دعا ميكنم دوست دارم مامان         ...
27 بهمن 1390

هديه كوچك،هديه بزرگ

سلام عزيزم امروز براي اولين بار بدون اينكه من در فاصله 20 سانتي متري نشسته باشم توي اتاقت داري بازي مي كني     درست همين الان يعني ساعت 18:300 دقيقه روز ١٨ شهريور 90 البته گفته باشم من فقط 3 متر با تو فاصله دارم اما همين يعني پيشرفت يعني هديه كوچكم بزرك شده آخه دختر خوب ميذاشتي مطلبم تموم بشه بعد گريه كني      دوست دارم مامان ...
27 بهمن 1390